برابرهای پارسی واژگان تازی

پارسی سره/فارسی خالص/پارسی را پاس بداریم/پالوده/پالایش


می خواستم در برابر واژگان تازی و بیگانه برابرهای پارسی را به دست دهم. اما دیدم که این کار یکباره انجام نخواهد پذیرفت. بر آن شدم که هر بار چند واژه ای را که به یاد می آورم بنویسم.

سرچشمه های این واژگان پارسی سه دسته هستند:
1) فرهنگ های کهن مانند برهان قاطع و دیگر متن های کهن پارسی نو
2) گویش های خراسان بزرگ به ویژه تاجیکی و افغانستانی
3) پهلوی
4) اندکی از ترکیب ها را خود ساخته ام: روگشت، بن گشت، گوشتگر...


مطلق: آویژه (برهان قاطع)

وضو: آبدست (خراسان)

تیم: دسته (تاجیکستان)

شکایت: گرزش / garzesh/ (برهان/ پهلوی: garzishn)

تعریف: ویمند / vimand/ (پهلوی)

طرح: شالوده (برهان)

راه حل: راه بیرون رفت (کابل)

تمرین: مشق (پهلوی:vinaarishn)

عمل: کنش

شرط: گرو

جلد: پوش (افغانستان)، پوشینه

اصلاح: ویرایش (پهلوی: viraayishn)

کتبی: نوشتاری

زبانَکی: شفاهی (بخارا)

ربع: چاریک / CHAARYAK/، چارک

پاو: ربع ساعت، 45 دقیقه (کابل)

جهاز: کابین (برهان)








 

/ 0 نظر / 42 بازدید