آیا واژۀ مه بانگ به معنای «Big Bang» از شاهنامه است؟

مهبانگ/واژه سازی در زبان فارسی/گرته برداری/پلایش زبان پارسی



الف)
این واژه در شاهنامه نخواهد بود، چون:


اگر بخواهد در شاهنامه باشد باید در بخش دیباچۀ آن باشد که نیست: http://www.amordad.net/forum/index.php?topic=18454.0

در دهخدا هم نیست.

در فرهنگ انگلیسی به فارسی هزاره نوشتۀ حق‌شناس هست، وی در این فرهنگ در پی واژگان کهن نبوده.

یک جای پا: برخی از واژه‌سازان کنونی برآنند که واژۀ برساخته باید تا جا دارد از نگاه آهنگ با واژۀ اروپایی همسان باشد، چنین است که در برابر ترادیتسیون یا تردیشن، تراداد را ساخته‌اند که در آن ترا را پارسی گرفته‌اند و دیشن را هم از ریشۀ دادن، اما در این کار به بیراهه هم می‌زنند. در اینجا هم بانگ در برابر بنگ گذاشته شده، در جایی که بنگ به چم انفجار است، نه آوای بلند. چرا؟ چون واژۀ بانگ پارسی از نگاه آهنگ همانند بنگ انگلیسی است!

یک جای پای دیگر: واژۀ بانگ، بیشتر برای جانوران به کار رفته نه هر گونه آوا، چند نمونه از گویش کابلی:

بانگ دادن: بانگ زدن (مرغ)
بانگ زدن: نعره کشیدن (گاو/ ← دهخـ)
بی بانگ خروس هم پگا می‌شه: بدون بانگ خروس هم سحر می‌شود (ضرب‌المثل/ دهخـ).:
http://www.amordad.net/forum/index.php?topic=21583.0
البته این به آن چم نیست که در شاهنامه یا جای دیگر، به چم مطلق «صدا» یا نعره هستی ندارد، نمونه از شاهنامه:
بانگ برزدن: نعره کشیدن             
یکی بانگ برزد به خواب اندرون       
که لرزان شد آن خانۀ بیستون
52/ضحّاک/1:
http://www.amordad.net/forum/index.php?topic=18454.0

یک جای پای دیگر: واژه‌سازان ما گرایش فراوانی به کاربرد واژه‌های تک‌هجایی و بسیار کوتاه در ساخت واژه‌ها دارند: مهداستان، کهداستان، بنگشت، مهناز، فرناز، گلناز، فربد، فردوست، فرزاد و...

اگر هم این واژه در یکی از روایت‌های شاهنامه بوده باشد، باز هم دور از گمان است که واژه‌سازان زمان ما آن را سراغ داشته بوده باشند و در برابر بیگ بنگ گذاشته باشند. چنین چیرگی بر متن‌های کهن در کمتر کسی دیده می‌شود، هرچنددر گزینش برخی از واژگان فرهنگستان دورۀ شاه، با چنین چیزی برمی خوریم. برای نمونه واژۀ انگل که در برابر پارازیت اروپایی گذاشته شده، در فرهنگ های کهن به چم مهمان ناخوانده آمده است.


ب)
واژۀ بجایی نیست، چون:
بنگ به چم انفجار است، نه بانگ.
تا جایی که من می‌دانم «آوا» ارتعاشی است که از راه هوا منتقل می‌شود، در زمان بیگ بنگ هوایی نبوده که بخواهد آن را به جایی برساند، پس آوایی هم هستی نداشته!


پ)
اینکه در شاهنامه آمده: «که یزدان ز ناچیز چیز آفرید» با فلسفۀ مهبانگ همراستاست، اما نمی‌توان گفت همان بیگ بنگ است که برخی از دانشمندان امروزی می‌گویند. اینکه هستی از نیستی پدید آمده در فلسفۀ بودایی نیز هست و از همین رو بودیسم را دینی آتئیستی هم نامیده اند.


ت)
نتیجۀ اخلاقی:
چون این واژه تا اندازه‌ای جاافتاده، از نگاه مردم، زیبایی واژه ارزشمندتر از درستی آن خواهد بود!



با 3پاس از پرسش کننده ای که مرا به اندیشیدن برانگیخت.

ا. ح. اکبری شالچی

/ 0 نظر / 13 بازدید