همزبان بی زبان!

هم‌زبان بی‌زبان!

(خاطره)


بیشتر مردم افغانستان مانند بیشتر ایرانی‌ها پارسی‌زبانند، یعنی فارسی زبان مادری‌شان است. اما همیشه از ما در تعجب‌اند که چرا ایرانیان چنین چیز بزرگی را نمی‌دانند و نمی‌پذیرند و اگر هم باور کنند هیچ ارزشی بر آن نمی‌گذارند؟ معمولاً اگر به یکی از آنها نزدیک بشوید، دیر یا زود سفرۀ دلش را باز می‌کند و داستان‌هایی برایتان می‌گوید که برای خودش بسیار تعجب‌آور است و بارها با تأکید می‌پرسد که چگونه می‌شود هم‌میهنان شما که همه دانشگاه‌ هم رفته‌اند، از یکی از بزرگ‌ترین مسائل فرهنگی خود ناآگاه باشند و حتی قلمرو واقعی زبان مادری خود را هم ندانند؟ از نگاه من هم ما ایرانیان نه تنها در این زمینه بلکه در موردهای فراوان دیگری هم قابل سرزنش هستیم، بعله! حتی اگر سرزنش‌‌کننده افغانستانی باشد! یکی از افغانستانی‌های مقیم برلین می‌گفت:

تازه پایم را به ایران گذاشته بودم که یکی از ترک‌های شما گریبانم را گرفت و گفت که شما افغان‌ها چنین و چنان. من هم جواب دادم و با هم گلاویز شدیم. ما را به کلانتری بردند و سین‌جینم کردند. من گفتم از افغانستانم و داستان زدوخوردمان را گفتم و آن ترک هم همین کار را کرد. افسر حرف‌های او را هم گوش کرد و ناگهان رو به من کرد و گفت: «تو چند سال است در ایرانی؟» گفتم: «به سال نمی‌رسد! یک هفته‌ است آمده‌ام!» یک‌باره برگشت و به او گفت: «خاک بر سرت! ببین این که تازه دو هفته است به ایران آمده فارسی را بهتر از تو یاد گرفته!» 

*

/ 0 نظر / 37 بازدید