وقتی که کپی زیادی برابر با اصل است!

وقتی که کپی زیادی برابر با اصل است!

(خاطره)


یکی از دوستان جهان‌دیده که سال‌ها در شوروی زندگی کرده بود، می‌گفت:

در شوروی مقامات سیاسی همیشه باید نوشتۀ بلند و بالایی را می‌خواندند. این نوشته‌ها از سوی بالایی‌ها نوشته می‌شد و آن فرستاده باید آن را به عنوان سخنرانی خود، روخوانی می‌کرد. مضمون آنها همیشه یکی بود و مفهوم‌هایی مانند کارگر و رفاه و امپریالیسم به هم بافته می‌شد و یک نوشتار دراز را می‌ساخت. یک نسخه از آن باید پیش نویسندگان می‌ماند و یکی دیگر به فرستاده‌ای که ظاهراً از قدرتی سیاسی برخوردار بود، داده می‌شد تا از سوی خود روخوانی کند.

یک روز از بالا دستور آمد که این نوشتارها بسیار بلند است و خواندن هیچ نوشتاری نباید بیشتر از بیست دقیقه باشد! یکی از فرستادگان سیاسی از شنیدن این حرف خوشحال شد و بالای تریبون رفت و غرق در خواندن شد. پس از پایان نوشتار، به ساعتش نگاه کرد و دید خواندن، چهل دقیقه طول کشیده! گفت: «مگر قرار نبود هر سخنرانی بیش از بیست دقیقه نباشد؟ چرا این را چهل‌دقیقه‌ای نوشتید؟»

گفتند: «ما همان بیست‌دقیقه‌ای نوشته بودیم، اما کپی را هم اشتباهاً دست شما دادیم و شما یک بار اصل و یک بار کپی را خواندید!»

*

/ 2 نظر / 18 بازدید