لهجه شناس دبشی!

لهجه‌شناس دبشی!

(خاطره)


در برلین پیرمردی از اطراف یزد بود که روی لهجۀ آن مناطق خوب کار کرده بود و با زبان‌های باستانی هم آشنایی خوبی داشت. به روستاها توجه زیادی داشت و می‌گفت که واژه‌های بسیار دقیقی در لهجه‌‌های اطراف یزد هست. او که می‌دانست من در زمینۀ لهجه‌های خراسانی کارهایی کرده‌ام، یک چند روزی بود که سربسر من می‌گذاشت و می‌خواست بگوید واژه‌های لهجه‌های اطراف یزد از واژه‌های خراسانی با وجود بزرگی آن استان، بیشتر و بهتر و دقیق‌تر است.

آن روز در یک جمع فرهنگی نشسته بودیم که وی ناگهان به من گفت: «امیر خراسان! در محل شما اگر گاوی گوساله‌ای بزاید و آن گوساله آن قدر ضعیف باشد که درست فردایش بمیرد، برای آن چه واژه‌ای دارند؟»

«در خراسان الحمدالله هیچ گوسالۀ ضعیفی نیست و همه زنده می‌مانند و روزبه‌روز هم پروارتر می‌شوند!»

«پس لهجه‌ی شما کامل نیست! در یزد به این می‌گویند: لاغرمرگو.»

من هم که آدم چشم‌تنگی نیستم، چیزی نگفتم. اما دوباره شروع کرد: «امیر خراسان! اصلاً شما در لهجه‌تان به گوساله چه می‌گویید؟»

«هیچی! ما اصلاً به گوساله هیچ چیزی نمی‌گوییم تا بزرگ شود، بعد که بزرگ شد می‌گوییم: گاو! علتش هم این است که گوساله‌های خراسان چنان زود بزرگ می‌شوند که نیازی ندارند چند روزی نامی داشته باشند!»

«پس لهجۀ شما کامل نیست. در روستاهای اطراف یزد، ما چند جور گوساله داریم: گوسوگکو، گوسالو، گوسالکی، و همۀ اینها با هم فرق دارند!... »

«امیر خراسان! در محل شما اگر کسی در چاه برود تا آب بیاورد، در ته چاه از ترس داد بکشد، شما به این داد او چه می‌گویید؟»

«مردان خراسانی اصلاً نمی‌ترسند و در چاه هم نمی‌روند. اگر هم مشکلی پیش بیاید، آن را از راه خرد و دانش و فن‌آوری حل می‌کنند نه از راه داد و بیداد!»

«پس لهجۀ شما کامل نیست! ما به این می‌گوییم: دادمرگو.»

گفتم: «شما در اطراف یزد به   ‌tār-e yakh-e paa-nazade-ye shahr-e ye-var  چی می‌گین؟»

«چی؟»

«بهtār-e yakh-e paa-nazad-ye shahre ye-war  چی می‌گین؟»

کمی بیشتر در فکر فرورفت و چیزی نگفت.

گفتم: «پس لهجتون کامل نیست! ما می‌گیم: "به تاریخ پانزده شهریور!"»

*

/ 1 نظر / 26 بازدید
مرد آبادانی

ای آبادان پر بلا! گلهای پرپرت کو؟ یاران رهبرت کو؟ http://abadanman.persianblog.ir/ http://abadanman.webphoto.ir/ http://abadanman.blogspot.com/