عــاقــلان داننــد!

نقل مطالب این تارنگار، با ذکر نام کامل نویسنده/مترجم بلامانع است

معرفی کتاب چگونه بچه خوبی باشیم (طنز ادبی)

معرفی کتاب‌  

«چگونه بچۀ

خوبی باشیم»

 

 (طنز)

„

 

امیر حسین اکبری شالچی

 

 

عنوان کتاب: چگونه بچۀ خوبی باشیم

نویسنده: دکتر ک. آنچنانیان

مترجم: ک. فشفشانی

ویراستار: ک. دایی‌زاده

ناشر: نشر کهکشان‌آفرین

تعداد صفحات: 25 صفحه با 7 صفحه سفید

تیراژ: 100 نسخه مخصوص فک‌وفامیل‌ها و د‌وستان مخالف‌الجنس مترجم

قطع: مینی‌جیبی دراز (موبایلی)

خواننده: عمه‌جان مترجم

قیمت: 1500 تومان ایرانی در ایران، و در خارج از کشور مبلغ برابر با آن در همان لحظۀ خرید کتاب.

 

در بارۀ کتاب:

«چگونه بچۀ خوبی باشیم» یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای قرن گذشتۀ روانشناسی کشکی است. از آن کتاب‌هایی است که اگر دست بگیرید زمین نمی‌گذارید و حتی اگر بخواهید قضای حاجت بجا بیاورید هم آن را همراه خود به بیت‌الخلا خواهید برد. بر هر صفحۀ دست راست این کتاب، راهکاری نوشته شده که به تنهایی می‌تواند زندگی خواننده را زیرورو یا احیاناً رووزیر کند (این بستگی به گروه‌خون خواننده دارد). این کتاب پربها (25 صفحه 1500 تومان) از انگلیسی به زبان پینگیلیش (پرشین-انگلیش= زبان اس‌ام‌اسی) ترجمه شده که نمونه‌های نثر آن خواهد آمد. ضمناً این کتاب یکی از موثق‌ترین آثار زمان ماست، چون مترجم امانت‌دار در صفحۀ روبروی هر راهکار، متن آن را به زبان اصلی هم نقل کرده تا اگر خوانندۀ نازنین زبانِ ترجمۀ او را متوجه نشد، اصل انگلیسی‌اش را بخواند و راحت بفهمد.

 

در بارۀ نویسنده:

دکتر آنچنانیان جراح فوق‌تخصص روانشناسی کشکی، آمریکایی اصل اصل بوده هم از طرف پدر و هم از طرف مادر آمریکایی خلّص بوده‌، دکتر آنچنانیان سرباز صفر وظیفه بوده و این کتاب را پس از برگشتن از جنگ جهانی اول سه‌سوت نوشته که با ترجمۀ آن به زبان آلمانی در همان سال‌ها، نویسنده زیر پتک بی‌رحمانۀ نقد روانشناسان خشن آلمانی رفته و غیرعلمی بودن نظریات پادرهوا و چپ‌اندرقیچی او به دنیای پیشرفته ثابت گشته و نویسنده، انگشتِ خجالت به بینی گرفته به آفریقای جنوبی متواری گشته و دیگر از او اطلاعاتی در دست نیست. اما اکنون با ترجمۀ آثار او به زبان شیرین پینگیلیش و توسعۀ رشتۀ شریفۀ روانشناسی کشکی در ایران و موفقیت شگفت‌انگیز کتاب‌هایی کشکی مانند «چه کسی پنیر مرا قورت داد» یا «چه کسی قورباغۀ مرا خورد» امید می‌رود نظریات عجیبۀ او در اذهان مردم روانی‌‌دوست (=دوستدار روانشناسی) و ساده‌لوح ما زنده گشته به زودی مؤسساتی با الهام از نظریات تابناک ایشان و با هدف جمیلۀ خالی کردن جیب خلق‌الله در مملکت ما پیدا شود.

 

در بارۀ مترجم:

مترجم کتاب ک. فشفشانی در سفری که اخیراً با تور بین‌المللی «درازگوش‌گشت» به کشور همسایه، ترکیه داشته در راه در اتوبوس معطل بوده

حوصله‌شان سر رفته ناچار تا خود استانبول به همه اس‌ام‌اس زده و گرفته و کلاس گذاشته هرچه لغت انگلیسی دانسته در متن خود گنجانده به طوری که به استامبول نرسیده زبان فارسی فراموششان شده از فارسی به پینگیلیش ارتقا کرده است. در استامبول شنیده که اگر خدا بخواهد و بنده‌هایش بگذارند ترکیه شاید تا سال 3000 به اروپای متحد بپیوندد همین را دلیل اروپایی شدن خود دانسته پس از بازگشت از این سفر ده‌روزۀ سرنوشت‌ساز به ترجمۀ این کتاب کمر همت بسته است (ببینید نصف شما هم نیست!).

 

در بارۀ ویراستار:

ویراستار گرامی آقا یا خانم ک. دایی‌زاده قبلاً شاگرد آشپز بوده که یک‌دفعه جفت‌شش آورده و با آبدارچی نشر کهکشان‌آفرین پسرخاله‌ یا دخترخاله درآمده روز اول خدمت فرهنگی را در کنار سماور و استکان گذرانده و روز دوم بنابر ضرورت به دستور مدیر محترم واجب‌الاطاعۀ انتشارات کهکشان‌آفرین به امر ویراستاری کتاب پرداخته (برای اطلاع خوانندگان گرامی عرض می‌شود ویراستار کسی است که نوشتۀ نویسنده را اصلاح می‌کند، اما خودش لازم نیست هیچ سروکاری با نویسندگی و کتاب داشته باشد و شاید در عمر خود هیچ کتابی نخوانده باشد!) البته ناگفته نماند که جناب ایشان جانب تحصیل را هم از دست نداده امیدوار است در سال 1390 پس از برداشته شدن کنکور در «رشتۀ آشپزی از راه دور» دانشگاه پیام ثبت نام نماید. لیکن این را که این بشر یعنی آقا یا خانم ک. دایی‌زاده چگونه از دایی‌‌‌جانش زاده شده ما هم نفهمیدیم.

 

در بارۀ ناشر:

ناشر گرامی یکی از موفق‌ترین آدم‌های روزگار ما بوده، در سال 1372 روی حساب چشم‌روهم‌چشمی‌های معمول از دانشگاه آزاد واحد یالغوزآباد (روستایی در پنج فرسخی روستای چالغوزآباد) در رشتۀ جانورشناسی با گرایش به انگل‌شناسی اجتماعی مدرک کاردانی گرفته سپس به تهران آمده چند سال خیابان‌های شهر را ذرع کرده به خواستگاری رفته چون بیکار بوده کسی به او زن نداده لهذا از دولت پیشین اجازۀ نشر گرفته و اسم خود را با پیشبینی دریافت یارانه‌های افسانه‌ای «کهکشان‌آفرین» گذاشته نام او در لیست ناشران رفته به طوری که هنوز یک هفته نگذشته دلالان کاغذ به او زنگ زده وی کاغذ یارانه‌دار به بهانۀ چاپ کتاب از دولت محترم گرفته به دلالان به نرخ آزاد فروخته و در ماه اول خدمات فرهنگی و شغل شریفۀ نشر یک خانۀ 400 متری در قیطریه خریده و زن اول را هم گرفته در ماه دوم دو ویلا در شمال و دو زن دیگر هم به آن افزوده و در ماه سوم چهارده هکتار زمین در پارس جنوبی همراه با زن چهارم گرفته (به صیغه‌ای‌ها کار نداشته باشید!) و این همه از صدقۀ سر یارانۀ کاغذ دولتی و یارانۀ سرمایۀ چاپ بوده که ایشان تازه سرمایه را هم از خود صاحب‌اثر بینوا گرفته و بالا کشیده و در سال اول کار فرهنگی خود خدمات فراوانی را به جیب خود و دختران دم‌بخت عقدی و صیغه‌ای و همین‌جوری، و البته به فرهنگ کشور مبذول داشته است. بعد از آن که دولت قانون چاپ حداقل یک کتاب در سال را گذاشته ناشرِ موفق هم هر سال یک کتاب 60صفحه‌ای شعر نو بیرون داده و حسن‌نیت خود را با پر کردن میزهای کتاب‌فروشی‌ها و اشاعۀ مکتب گیجی در فرهنگ دیرپای ایرانی به اثبات رسانده است. پس از آمدن دولت جدید و قطع یارانه‌ها ایشان هیچ از رو نرفته به طوری که همچنان به گرفتن سرمایه از صاحب‌اثرهای تازه‌لیسانس و حیف‌ومیل آنها و لفت‌ولیس‌های دیگر مشغول بوده و همچنان یکی از موفق‌ترین تاجران مملکت ماست. ما برای این شخصیت فرهنگی موفق توفیقات بیشتری را در عرصۀ خدمت به جیب خود و اشاعۀ نهضت گیجی فرهنگی در کشور فردوسی و زرتشت و کورش آرزو می‌کنیم و امیدواریم که هم‌میهنان دیگرمان هم فرصت را از دست نداده به خدمات فرهنگی مشغول شوند.

ضمناً نویسنده و مترجم و ویراستار هر سه نام خود را مخفف ساخته فقط یک کاف نوشته‌اند که ما هم این سه کاف را نفهمیدیم مخفف چیست و باید رمزی بین خودشان باشد و کسی نمی‌داند خانم‌‌اند یا آقا یا دوجنیستی.

 

اینک فرازهایی از این کتاب پرارزش به زبان پینگیلیش:

Newer *  مسواک‌نزده و WC‌نرفته به تخت خواب نروید که کار بچه‌های bad (=بد) است!

* بهترین شگرد جلوگیری از دروغگویی این است که فکر کنید پینوکیو هستید و با هر دروغ، noseتان درازتر می‌شود!

* هیچ‌وقت اول water را در قابلمه نریزید و بعد نمک را، همیشه اول نمک را بریزید و بعد water را رویش بریزید تا خودش حل شود و دیگر مجبور نباشید آن را هم بزنید!

* هر وقت خواستید از one تا five  بشمرید، هیچ‌وقت از انگشت سبابه beginn  نکنید چون ممکن است تا انگشت کوچک بروید و شستتان را forget  کنید و چهار تا بشمرید، پس همیشه از شست شروع کنید تا درست بشمرید، اما آن را زیاد over  نگیرید!

* اگر one day دیدید همۀ مردم جهان جمع شده‌اند و می‌گویند مینی‌بوس از اتوبوس بزرگ‌تر است، you  باور نکنید!

* (نمونه‌ای از روش‌های مدی‌تیشن در این کتاب، مجسم کنید): اگر همۀ مردهای world یک مرد شوند و همۀ درخت‌های world یک درخت و همۀ رودخانه‌های world یک رودخانه شوند، و بعد آن یک مردِ world آن یک درختِ world را از جا بکند و در آن یک رودخانۀ world بیندازد، آنگاه چه صدای شلپی (sheleppi) خواهد کرد!

* ناخن انگشت سبابۀ hand ِ چپتان را همیشه بلند نگه دارید تا هم در وقت تنهایی بتوانید آن را در noseتان بخلانید هم در وقت غیرتنهایی خود را هنرمند و نوازندۀ سازهای طنابی (تاری) معرفی کنید!

* لنگه‌جوراب‌هایتان را بعد از آن که از foot درآوردید هرگز در هم گولّه نکنید چونmey be شیطان شوید و آن را به طرف کسی پرت کنید و این هم کارِ a good baby  نیست!

 

خواندن این کتاب را به همۀ کتاب‌خوانان راحت‌طلب و مخ‌فندقی به ویژه آنهایی که می‌خواهند تازه به کتاب خواندن رو کنند، توصیه کرده خاطرنشان می‌کنیم که آن را به سادگی می‌توان در جیب شلوار یا جوراب جای داد. امیدواریم خوانندگان عزیز با خواندن این کتاب همۀ مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی موجود در ایران و جهان را به بازی گرفته راه حل همۀ آنها را در ژرفای دل خود دانسته همواره در برابر جمیع مشکلات چشم عبرت فرو بندند و با دل ساده، خود را در این جنگل وانفسا در اختیار انواع جانوران درنده قرار دهند.