عــاقــلان داننــد!

نقل مطالب این تارنگار، با ذکر نام کامل نویسنده/مترجم بلامانع است

روانشناسی تروریسم

روانشناسی تروریسم

  

 

مترجم: امیر حسین اکبری شالچی

  

از: Mai 2006 / PSYCHOLOGIE HEUTE

 

 

 

گفتگویی با " آری کروگ‌لانسکی" ، متخصص روانشناسی اجتماعی، که مسئولیت هماهنگ‌سازی بخش علمی پروژه آمریکایی‌ها برای پژوهش در باره تروریسم را بر گردن دارد.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: آقای پروفسور کروگ‌لانسکی، مرکز پژوهشی جامعه‌شناختی بزرگی که شما سرپرستش هستید، باید در زمینه پژوهش تروریسم به چه دستاوردهایی برسد؟

آری کروگ‌لانسکی: وزارت امنیت میهنی ایالات متحده می‌خواهد در مرکز دانشگاهی ویژه‌ای به بررسی جنبه‌های گوناگون تروریسم بپردازد. این کار بررسی خطرها‌ست، یعنی بررسی اینکه تروریست‌ها می‌توانند خواربار مردم را زهرآلود کنند، یا برخی چیزها را ویروسی کنند.

ما در مرکز ویژه خود به پژوهش تروریسم از نگاه روانشناسی اجتماعی می‌پردازیم، اما این پدیده‌ را از نگاه‌های جامعه‌شناسی، سیاسی و اقتصادی هم در نظر می‌گیریم. مرکز ما کنسرسیومی از ده دانشگاه است.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: شما و همکارانتان دقیقاً روی چه چیزی پژوهش می‌کنید؟

کروگ‌لانسکی: یکی از کارهایمان بررسی تاثیر تروریسم بر کسانی است که تروریزه شده‌اند، یعنی مردم. در این کار در پی واکنش‌هایی که در برابر کارهای تروریستی پیدا می‌شود، یعنی پی واگشت‌پذیری آن هستیم، دیگر به بررسی دگرگونی‌های مواضع سیاسی که به دنبال یورش‌های تروریستی پدیدار می‌شوند، می‌پردازیم. کار دیگرمان پژوهیدن ریشه‌های تروریسم است: گروه‌های تروریستی چگونه خود را شکل می‌دهند؟ انسان‌ها در این گروه‌ها با چه انگیزه‌هایی برانگیخته می‌شوند؟ آماج‌های آنها کدام است؟

 

ماهنامه روانشناسی امروز: کار پژوهشی شما بر پایه کدام تعریف از تروریسم است؟ 

کروگ‌لانسکی: تعریف موضوع، یکی از دشوارترین کارها در پژوهش تروریسم است. دانش‌پژوهان هلند به 109 تعریف ممکن از تروریسم رسیده‌اند و هیچ ادعای کامل بودن کار خود را ندارند. "تروریسم" هیچ چیز هم که نباشد، دست کم مفهومی است خوار و منفی. کسی که تروریسم را تعریف می‌کند، باید هشیار باشد که آن تعریف تا می‌شود کشور خودش را دربرنگیرد. آن کسی که در نگاه یکی رزمنده آزادی است، در نگاه دیگری تروریست است. تعریفی که من خودم از آن دارم، بسیار عمومی است: تروریسم کاربرد هراس برای دستیابی به آماج‌هاست. و نیز: تروریسم با کاربرد زور و خشونت و یا با تهدید خشونت‌آمیز، هراس می‌آفریند.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: شما برای این پژوهش دوازده میلیون دلار دریافت کرده‌اید، پولی که نسبتا کم نیست. وزارت امنیت میهن در برابر آن چه بازده‌ای را از شما می‌خواهد؟

کروگ‌لانسکی: ما در این ماموریت بسیار آزادیم. وزارتخانه دستوری به ما نمی‌دهد. ما را به حال خود می‌گذارند تا به این پژوهش بپردازیم و برآیند کارمان را بیرون بدهیم. باید آزادانه نظر خود را بگوییم. آنهایی که پول داده‌اند، می‌خواهند بهترین شناخت را از تروریسم  پیدا کنند. از این روی سخن به هیچ روی سر آن نیست که سیاست یک حزب  پیش گرفته شود. من در واکاوی‌‌های خودم، برخی جنبه‌های سیاسی "پیکار جهانی با تروریسم " را با دیدگانی بسیار انتقادی می‌نگرم. اما یک تفاهم روشن هم هست و آن این است که ما در جوی دانشگاهی کار می‌کنیم و دانشگاه‌ها موظفند پژوهش خود را پنهان نسازند.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: شاید کار شما برای خود تروریست‌ها هم دلچسپ باشد.

کروگ‌لانسکی: درست است، براستی ما هم خود در این تنگنایی که شما پیش می کشید گیر کرده ایم. من به چند مورد پی برده ام که البته به عنوان یک شهروند مسئول بهتر می دانم آنها را مسکوت نگاه دارم.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: کار پژوهش تا چه اندازه پیشرفت کرده است؟

کروگ‌لانسکی: دستورهای اداری هستند که هرچند ارزشمندند، اما دست ما را تا اندازه‌ای می‌بندند. برای نمونه هر کدام از بخش‌های پژوهش ما باید نخست به نظر ستادهای حقوق بشر همه دانشگاه‌های شرکت‌کننده برسد. اما می‌توانیم برخی از پروژه‌های مهم را نیز پیشکی به گردش اندازیم. چنین است که پژوهشگران ما در هر کجای جهان با تروریست‌ها مصاحبه کرده‌اند و مشخصات شخصی بسیاری را گرد آورده‌ایم. ما بایگانی بزرگی داریم که 80000 یورش تروریستی را دربرمی‌گیرد.

و نیز کار مصاحبه را در کشورهایی چون مراکش، عربستان سعودی و اندونزی آغاز کرده‌ایم تا به ژرفنای موضع مردم در این زمینه دست یابیم. این بررسی‌ها چنان سامان داده شده که ما با گذشت زمان، دگرگونی‌ها را نیز دریابیم. از این گذشته پژوهشگرانی داریم که در فلسطین و چچن به مصاحبه با خانواده‌های انتحاری‌ها می‌پردازند. ما از این راه به نگاهی ژرف از مکانیسم روانی که انسان را به تروریسم رهنمون می‌شود، دست می‌یابیم.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: آیا از مشخصا‌تی که در پی شکنجه یا آزار به دست آمده‌اند هم بهره می‌برید؟

کروگ‌لانسکی: نه، ستادهای حقوق بشر دانشگاه‌های شرکت کننده هرگز چنین اجازه‌ای ندارند. از این گذشته این مشخصات گردآوری‌شده هم چندان شک‌ناپذیر نیستند، و دشوار است که بپنداریم حکومت‌هایی که به شکنجه می‌پردازند، چنین چیزهایی را در دسترس ما بگذارند. همچنین نباید برای دستیابی به جنبه‌های مهم کارهای تروریستی، تنها به گفتگو با تروریست‌ها بپردازیم. این کار را می‌توان با انسان‌های کاملا معمولی و در آزمایشگاه انجام داد. من خود دلبستگی وپژه‌ای به شناخت انگیزه‌ها دارم. به ویژه در پی این جستارم که اگر تروریست‌ها بتوانند راه‌های دیگری را در پیش گیرند، آنگاه چه خواهند کرد.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: خب تاکنون به چه شناختی دست یافته‌اید؟

کروگ‌لانسکی: تروریسم ابزاری است با هدفی، ابزار کاری است که باید به آماجی مشخص برسد. اما راه‌های دیگری هم رای رسیدن به آماج  هست که می‌تواند آمادگی کسان را برای انجام کارهای تروریستی فروبکاهد.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: فرمانروایی آمریکا در جنگ جهانی دوم توانست با بهره‌گیری از توان هنگفت نهفته در دانش‌های طبیعی بمب اتم بسازد. آیا ما نیزهم‌اینک می‌توانیم از جامعه‌شناسان این پروژه کلان پژوهشی، چشم داشته باشیم جنگ‌افزاری بیافرینند که در حکم اتمام حجت با ترور باشد؟

کروگ‌لانسکی: اگر تروریسم را ساده بگیریم، این تازه نخستین گام خواهد بود. به دنبال هر دریافتی، باید کار و کنشی هم باشد، آن هم در سطح‌های گوناگون. کار نباید با کاربرد افزارهای نظامی پایان یابد، چرا که هرگزنمی‌توان تنها با پیش گرفتن این راه تروریسم را نابود کرد. کار و کرد غیرسیاسی نیز بایسته و گریزناپذیر است. اگر فرمانروایی آنچه را که پزوهش روشن می‌سازد، شوخی نگیرد و اگر برآیندهای پژوهشی به میدان کنش و عمل راه داده شوند، می‌توان به پشرفت‌های کلانی دست یافت. این کار ساده‌ای نخواهد بود. سخن اینجاست که مواضع مردم در برخی کشورها در زمینه پایداری نیروهای دیگر دگرگون شوند. این پیش از هر چیز دیگر کاریست روانشناختی.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: این که می‌گویید همان جنگ روانی نیست؟

کروگ‌لانسکی: آری، در اصل جنگ با تروریسم درست همین است. تروریسم می‌خواهد مردم را به هراس افکند و با این کار فرمانروایی‌ها را وادار به کوتاه آمدن نماید. تصمیم سر اینکه باید به یک کار تروریستی دست زد با از آن چشم پوشید، به گذشته روانی اثبات شده و دریافتنی برمی‌گردد. به آدم‌ها باید ثابت شود که باید چنین رفتار کنند یا چنان. این جنگی روانی از آن گونه‌ای  که در جنگ جهانی دوم سراغ داریم، نیست. ما امروز نمی‌توانیم با هواپیما روی مرزهای دشمن اعلامیه بریزیم. تبلیغات تنها بس نیست؛ آنچه کار را یکسره می‌کند باورپذیری سیاسی است. این می‌تواند لغزش بزرگی باشد که ما تبلیغات را جدا از دگرگونی‌های واقعی و باورآفرین در زمینه سیاست خارجی پهنا بدهیم.

 

ماهنامه  روانشناسی امروز: اصلا مفهوم تروریسم مناسب با پژوهش علمی جامعه‌شناسانه هست؟ آیا ما با به کار کشیدن آن خود را به چنگال تبلیغات جنگ نینداخته‌ایم؟

کروگ‌لانسکی: آری و نه. هیچ گونه‌ای از تروریسم نیست که مفهوم یک پدیده واحد روانی را داشته باشد، چنین است که شاید آن را بتوان چیزی همانند روان‌گسیختگی یا افسردگی دانست. این را می‌دانیم که تروریست‌ها "شخصیت تروریستی " ندارند. هر کسی می‌تواند تروریست شود. نه انگیزه یگانه‌ای هست و نه ریشه ویژه‌ای. اگر تروریسم ر ا چنین بنگریم می‌بینیم که  پیش‌نوشت روانشناختی بامعنایی ندارد. اگر تروریسم را افزار رسیدن به آماج بدانیم: ابزاری که در این میانه کاربرد بسیاری یافته و به کار داشتنش هم بسیار ساده است، آنگاه می‌توانیم آن را پدیده‌ای روانشناختی بیابیم که به خوبی بررسی می‌پذیرد.   

شما می‌توانید در اینترنت بخوانید که چگونه می‌توان بمب ساخت. آنچه بر سر آن افزون می‌گردد این است که ایده‌ئولوژی‌ها هم برای کامیابی تروریسم می‌کوشند، و آن اخلاقی نشان می دهند، آن هم هیچ نه و اخلاقی! انگار آجر آماده‌ای است که به سادگی می‌توان آن را در بنایی به کار زد. هر کسی که می‌خواهد با دشمنی درافتد، می‌تواند آن را از آن خویش کند. اما پرسش بنیادین روانشناسی این است: انسان‌ها در چه شرایطی هراس‌افکنی را به عنوان یک افزار دشمنانه به کار می‌گیرند؟

 

ماهنامه روانشناسی امروز: خب حالا روانشناسی چه پاسخی دارد؟

کروگ‌لانسکی: می‌دانیم که گروه‌های تروریستی هنگامی که با راه‌های جایگزین‌شونده‌ای روبرو می‌شوند، عملا از تروریسم چشم می‌پوشند. یکی از نمونه‌های خوب آن IRA ی ایرلند است. تا هنگامی که کار سیاسی به پیشرفت بیشتری می‌انجامد، نباید مشت نظامی را گره کرد.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: همین که شما هم‌اکنون می‌گویید، یک برآورد سیاسی است یا دارید از روانشناسی سخن می‌گویید؟

کروگ‌لانسکی: این جستار، روانشناختی است، آن هم بسیار ژرف. چون سخن سر این است که شما از ابزارهایی که در دست دارید چگونه بهره می‌گیرید. آن کسی که می‌خواهد روی باورهای انسان‌ها کارگر افتد، باید گزینش‌های خود را دیگرگون سازد. پس ما در اینجا با پروسه‌های بنیادین روانشناسی اجتماعی سر و کار داریم. سخن سر گزینش انسان از امکانات در دست اوست.

 

ماهنامه  روانشناسی امروز: اینکه شما می‌خواهید با یاری روانشناسی دیگران را مجاب کنید، به همه مردم برمی‌گردد. آیا این آماج بیش از اندازه بزرگ نیست؟

کروگ‌لانسکی: کاری بسیار دشوار است چون پشتیبانی مردمان از تروریسم خود نقشی تعیین‌کننده دارد. نوک هرم، یعنی خود تروریست‌ها باید روی پایه‌ای بایستد. اینجا سخن سر یاری مالی، سرپناه دادن، کمک‌های آمادگاری (لجستیک) یا پول نیست. پشتیبانی اخلاقی نیز به همین اندازه ارزشمند است. اگر افراد یک ملت خواست‌های تروریست‌ها را باور داشته باشد، این خود واقعیت اجتماعی مهمی خواهد بود. نمونه‌های بسیاری در دست داریم که به خوبی نشان می‌دهند اگر یاری‌ها و پشتیبانی‌ها کاسته شوند، هراس و ترور هم  سستی می‌گیرند. چنان که در کبک چنین شد، اما این در خود ایالات متحده آمریکا نیز به هنگامی که گروه هراس‌افکن Weathermen Underground    فعال بود، نمود یافته است.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: منظورتان همان چیزی است که بلوای سمپات‌ها نامیده می‌شود؟

کروگ‌لانسکی: درست همین را می‌گویم. کسانی که بی آنکه حتما خود فعال شوند، به گونه‌ای با تروریست‌ها دخل دارند. آنان همین کار را در آلمان سر بادر- ماین‌هوف و در ایتالیا سر تیپ‌های سرخ کردند. ما باید این نکته را برای خود روشن سازیم که امروز زمینه در بسیاری از کشورهای اسلامی بسیار هموارتر از اروپای آن زمان است. هشتاد درصد مردم فلسطین در درازای یک سال همدل و همدرد انتحاری‌ها شده‌اند.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: برخی از سازمان‌های تروریستی روزگاریست که پی زندگی خود رفته‌اند. آنان به جای آنکه دنبال آماج خویش باشند، به ترور دست می‌زنند تا نشان دهند هنوز هستی دارند.

کروگ‌لانسکی: این حتما چنین نیست. چنین سازمان‌هایی می‌توانند راه‌های دیگری هم برای بر جای ماندن بیابند.  قذافی هم هنگامی که خواستار پذیرش و ارج‌گذاری جهانیان به خود شد، از پشتیبانی از ترور دست پس کشید. حزب الله لبنان در انتخابات شرکت کرد و کامیاب شد و اینک باید پاسخگویی اقتصاد و سرمایه گذاری و گردشگری را بپذیرد.  اکنون دست آموز شده. حماس فلسطین هم، اینک وضع همانندی دارد.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: اما هنگامی که ترور خود آماج شده باشد، یعنی دیگر دستاویزی برای رسیدن به هدف نباشد چه؟

کروگ لانسکی: آنگاه تنها راه نظامی با آماج راندن تروریست ها می ماند.اما اگر آنان در پی آماجی باشند که در پس ترور نهفته باشد، آنگاه گفتگو بهترین راه است.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: آیا در باره متعصبان دینی هم چنین است؟

کروگ لانسکی: معمولا زمانی که ما به بررسی انگیزه های تروریست ها می پردازیم، اغلب با دستورهای دینی روبرو می شویم. می دانیم که با پذیرش برخی از دستورهای دینی می توان بر ترس از مرگ چیره آمد. بسیار پیش می آید که با شکافتن ژرف تروریسم دینی با انگیزه هایی مشترک رودرور می شویم. کار برای برآورده شدن خواست گروه به انجام می‌رسد. کسان، به ویژه آنهایی که در پهنه های دیگر ناکام مانده‌اند، می توانند با یک یورش درآمیزه ای از یک قهرمان ورزشی و ستاره درخشان سینمایی، و یک شهید شوند. این خود از کشش بالایی برخوردار است. ما با گونه ای از خردگرایی ذهنی روبروییم که در پیوند تنگاتنگی با روانشناسی است.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: بسیاری از مردم اروپا بر آنند که دولت آمریکا هراس یورش های تازه تروریست ها را از قصد و پیوسته به دل مردم خود می اندازد تا به آماج های خود در پهنه سیاست درون کشوری دست یابد و دستگاه خود را استوار و پابرجا سازد.

کروگ لانسکی: من نظریه دسیسه را که می گوید فرمانروایی آمریکا عمدا و دستی هراس از تروریسم را رهبری می کند، باور ندارم. گذشته از این می اندیشم که کاربرد هراس نیازمند گونه ای ویژه از روش رهبری است. پرزیدنت بوش در واپسین پیکار انتخاباتی، برای پیکار با تروریسم چهره ای نیرومند و مصمم یافته، در جایی که کری داغ شکست بر پیشانیش خورده.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: ما هم برآیند انتخابات را می دانیم. همچنین یادمان نرفته که فرمانروایی از همه خواسته بود برای بی گزند نگاه داشتن خود از یورش با گاز سمی به خانه هایشان نوار چسپ بزنند، و نیز خوانده ایم کولین پاول وزیر خارجه وقت بخاطر گزارش  نادرستی که گفته بود جنگ افزارهای کشتار دست جمعی که گویا عراق در دست دارد را باید یک تهدید شمرد، در برابر مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرمنده گشته. آیا همه اینها چیزی بجز هراس افکنی عمدی بوده است؟ 

کروگ لانسکی: من چندان مطمئن نیستم. اما جنبه دیگر کار مهم است: اگر یک خواست معین سیاسی بر همه چیز چیره شود، که در اینجا امنیت است، آنگاه ارزش های دیگر زیر فشار آن می روند. در پس پرده تاکید بسیار سر تروریسم، در اصل خطر بزرگی نهفته است. زمانی که امنیت، جستار بزرگی می شود، خواست آن مانند حقوق بشر و حقوق شهروندی فشاری روانی را پدید می آورد. این چیزی است که در آزمایشگاه روانی به سادگی اثبات می پذیرد.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: آنچه که شما خطر می نامید، از نگاه دیگران ابزاری است که دستی برای رسیدن به آماج به کار گرفته شده. با تعریفی که از تروریسم دادید و رساندید که آن خود را با کاربرد زور نشان می دهد، می توان این را هم شکلی از تروریسم شمرد.

کروگ لانسکی: البته اگرعمدی بوده باشد! اما من چنین گمانی نمی کنم. از نگاه کلی ترور دولتی پدیده ای است که در همه جا نمودی از آن یافت می شود. به بمباران شهرهای آلمان و ژاپن یا لندن در جنگ جهانی دوم بیندیشید. ما برآورد کرده ایم که در سده پیشین کم و بیش 169 میلیون تن به دست فرمانروایی ها کشته شده اند. اینها را می توان در برابر نیم میلیون تنی گذاشت که نیز کشته شده اند، اما نه به دست دولت ها. چه دولتی بکشد، چه گروهی غیردولتی، چه یک فرد، پرسش یکی است: ما چگونه می توانیم این دشواری را سوی راهی جایگزین، افزاری تهی از کاربرد زور و خشونت سوق بدهیم؟ انسان ها هنگامی که تروریزه می شوند، سر فرود می آورند. از اینجاست که تروریسم کارگر می افتد و اگر ابزار دیگری برای انجام کار نباشد، به کار برده می شود. روانشناسی تروریسم چنین بی مزه است.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: تروریسم با تروریزه شده‌ها چه می کند؟

کروگ لانسکی: کسانی که مرگ را به چشم خود می بینند، خود را در برابر ناامنی ویژه ای می بینند که گویی با ایشان اتمام حجت کرده. این، گرایش به فرهنگ خودی را در آنان بنیروتر و سخت تر می سازد. از گروه خود پشتیبانی می کنند و از کسانی که درپیش رویشان به آماج های گروهی کژپیمانی می ورزند و از هنجارها منحرف می شوند، خرده گیری و انتقاد می کنند. پس مردم هواخواه دیدگاه هایی که چیره است می شوند و خواستار پابرجایی همان وضعی که هست می گردند، اما در باره بیرون از گروه خود منفی تر می شوند. درستی این را می توان با هزاران بار آزمود.    

 

ماهنامه روانشناسی امروز: مردم لندن در برابر یورش ها تابستان سال 2005 واکنشی سنجیده از خود نشان دادند، اما پس از یورش سال 2001 در آمریکا موجی به راه افتاد که هنوز هم می زند و می زند. این ناهمسانی از کجاست؟

کروگ لانسکی: لندن با ترور IRA آشنا بود. در لندن هم مانند اسرائیل و اندونزی، ترور کمابیش کاری روزمره است؛ در آنجاها همه می توانند خود را با زورهماهنگ سازند. در اسرائیل در پی یک یورش یک روز، آرامی و امنیت  می آید، اما سپس همه گمان می کنند که دیگر چیزی روی نخواهد داد. نیز هنگفت بودن  یورش ها را هم نباید فراموش کرد. در یازده سپتامبر سال 2001 کم و بیش 3000 تن در ایالات متحده آمریکا مردند. آن هم در کشوری که در آن مانند گذشته، شمار یورش ها بسیار پایین بود و از همین روی چندان نیازی هم نبود که کسی خود را هماهنگ سازد. این اندیشه آمریکایی ها نیست که دیگرگونه است، موقعیت ها یکسان نیست.

 

ماهنامه روانشناسی امروز: گفتید که به " پیکار جهانی با تروریسم " با دیدگان انتقاد می نگرید، چرا؟

کروگ لانسکی: این طرحی لغزش آلود است. انگار آدم می خواهد نبردی جهانی را در برابر گناه به راه بیندازد. آن کسی که فریاد جنگ جهان گستر با تروریسم را سر می دهد، در مرزهای بی شمار جنگ می جوید و می خواهد با دشمنان بسیاری درافتد. چنین جنگی به دلایل پراگماتیستی به پیروزی نمی انجامد. دوم اینکه مفهوم " جنگ با تروریسم " خطرناک هم هست، چون همه تروریست های سراسر گیتی را با هم همبسته می کند. آنان اکنون دلیل خوبی برای یکی شدن دارند.

 

 

  ولفگانگ  اشترایت‌بورگر با آری کروگ‌لانسکی گفتگو می کرد.