عــاقــلان داننــد!

نقل مطالب این تارنگار، با ذکر نام کامل نویسنده/مترجم بلامانع است

پسرهای طلاق و هویت مردانه (روانشناسی جنسیتی)

پسرهای طلاق و هویت مردانه

 

 

برگرداننده: امیر حسین اکبری شالچی

 

 

برگردان از:Psychologie Heute, maerz 2006

                                                                                                                                                                       

 

در تاریخ فرهنگی سده‌های بیستم و بیست و یکم، موضوع از دست رفتن پدر، داستان دور و درازی دارد. کتاب‌ها و فیلم‌ها و ترانه‌های بسیاری در باره‌ی پسرهایی نوشته و ساخته شده که به دنبال پدر خویش می‌گردند. از دست دادن پدر در نسل گذشته، را می‌توان به جنگ یا ریشه‌هایی دیگر برگرداند، اما همین امروز هم محرومیت از پدر در پی جدایی پدر و مادر را می‌توان در شمار دشواری‌های بنیادین خانواده‌ها آورد. هم‌اینک کم و بیش هفتصد و دوازده هزار کودک زیر شش سال در آلمان هستند که مادرشان به تنهایی آنها را می‌کند. نبود پدر به ویژه برای پسرها بی‌گزند نمی‌ماند- به ویژه اگر این نبود درازمدت باشد و پسر، از کسی که او را ساخته چندان چیزی نداند.

سون کلوت روانشناس دانشگاه هامبورگ در پژوهشی دانشی در باره‌ی مردهای بدون پدر، روشن ساخته که اگر پسرها چیز چندانی از شخصیت پدرشان ندانند، در آینده هنگامی که می‌خواهند هویت خود را به عنوان یک مرد پیدا کنند، با دشواری‌های کلانی روبرو می‌گردند.

پسرهای بدون پدری که کلوت در پژوهش کیفی خود ساعت‌ها با آنها به گفتگو نشسته، پیش از رسیدن به شش‌سالگی ارتباطشان با پدرشان بریده و زیر دست مادر، بزرگ شده‌اند. همه‌ی آنها پس از آن، هنگامی که باید نقش مردی خود را پیدا می‌کرده‌اند، گرفتار دشواری‌هایی شده‌اند. برخی از آنها این را یکسره به یک جای تهی، نبود پدر در زندگی خود برگردانده‌اند. از سوی دیگر بسیاری‌شان این را به شخصی که بزرگشان کرده- در اصل مادر- برگردانده و گفته‌اند که مادر برداشتی منفی از مردها داشته و از این روی برای پسر دشوار شده از هویت مردانه‌ی خود خوشنود باشد. به ویژه آنهایی که در پی طلاق، پدر خود را از دست داده بوده‌اند، می‌گویند با تصوری منفی از مردها بزرگ شده‌اند. بیشتر کسانی که مورد پژوهش قرار گرفته‌اند، ارتباط با مادر خود را مسئله‌دار شمرده‌اند. برخی از آنان احساس می‌کرده‌اند که گویی جانشینی برای جفت مادرشان شده‌اند و این نیز چیزی است که خود در آینده، ارتباطشان را با دخترها دشوار و مسئله‌دارساخته است.

برآیند پژوهش‌های روانشناسان می‌گوید برای آنکه هویت مردانه‌ی خوبی را پدید آوریم، بسیار خوب است که پسری که پدرش را از دست داده، آگاهی‌های خوبی از سازنده‌ی خود داشته باشد. هر چه این آگاهی‌ها بیشتر باشد، بهتر است، چون پسر از این راه خواهد توانست در درون خود، حضور پدر را احساس کند. کلوت، گذشته از این می‌گوید که مردهای نزدیکی مانند پدربزرگ و عمو و یا دوستگان تازه‌ی مادر، می‌توانند جای تهی پدر را پر کنند یا نگذارند پسر چندان آن را احساس نماید. البته چند تا از پسرهایی که مورد بررسی بوده‌اند، توانسته‌اند رویه‌ی مثبتی هم از پدر نداشتن به دست دهند: "شما از این آزادی برخوردار خواهید بود که نقشتان به عنوان یک مرد را خود شکل دهید- بی آنکه ناچار باشید همواره خود را با پدرتان بسنجید."

 

سرچشمه:

Sven Kluth: Ihn muss es geben, sonst gaebe es mich nicht. Das innere Erleben von Maenner, die ohne Vater aufwuchsen. Staatsbibliothek Universiteat Hamburg, FB, Klassifilkation 250, 523.