عــاقــلان داننــد!

نقل مطالب این تارنگار، با ذکر نام کامل نویسنده/مترجم بلامانع است

تاجیکستان، بام جهان

 

تاجیکستان، بام جهان

امیر حسین اکبری شالچی


این نوشتار را در سال 1384 و به خواهش گاهنامه‌ای که در زمینۀ جهان‌گردی کار می‌کرد، نوشته بودم. اما سردبیر گاهنامه بهتر دید در زمینۀ تبلیغات برای انتقال سرمایه‌های ایرانیان به کشورهای عربی فعالیت کند و چاپ این نوشتار را سال‌ها پشت گوش انداخت. روزنامه‌ها و گاهنامه‌های دیگر هم چندان نان و آبی در چنین نوشتارهایی ندیدند. اینک آن را با اندکی ویرایش در دسترس همگان می‌گذارم:



 

 

گذشته از ایران کشور دیگری نیز در جهان هست که به تبار ایرانی خود می‌نازد، خویش را میراث‌خوار فردوسی و ناصر خسرو و کورش بزرگ می‌شمارد، جهان را وامدار دانش بیرونی و خوارزمی و زرتشت می‌داند، میدان ابوعلی سینا، رودکی و حتی سامانی دارد، پیشینه و هویت ملی خود را در شاهنامه می‌جوید، رهبرش در بالاترین مجامع جهانی به پارسی شیرین و شیوایی سخن می‌گوید، و حتی کلید نیک‌بختی جاوید خود را در دست امیر اسماعیل سامانی می‌بیند.

و این کشور کجاست جز تاجیکستان، سرزمین پسرعموها و دخترعموهای گم‌شدۀ ما...

 

نام

نام تاجیکستان از دو بخش تاجیک و ستان ساخته شده است. برخی از پژوهشگران نام «تاجیک» را گونه‌ای از «تازیک» می‌دانند و برخی دیگر آن را به «تاج» برمی‌گردانند، اما آنچه که به‌هرروی شکی در آن نمی‌توان داشت، این است که واژۀ «تاجیک» در درازای سده‌ها، معنی «غیرترک (غیر زردپوست)، ایرانی‌نژاد، ایرانی‌زبان» می‌داده است. برای اثبات این سخن هزاران بیت از سروده‌های سرایندگان کهن را در دست داریم.

تاجیکان از نگاه نژاد و زبان ایرانی‌اند. بیشتر آنان پارسی‌زبان‌اند، اما برخی‌شان هم به زبان‌های ایرانی شاخۀ خاوری سخن می‌گویند و تاجیکی زبان دومشان است. این زبان‌ها که با نام «پامیری» هم یاد می‌شوند، ویژگی‌های باستانی زبان‌های ایرانی را بیشتر از پارسی در دل خود نگاه داشته‌اند.

در افغانستان هم چند میلیون تاجیک افغانستانی زندگی می‌کنند که شوربختانه آمار موثقی از شمارشان در دست نیست. زیرا فرمانروایان افغانستان همواره کوشیده‌اند آنان را خرد و بی‌ارزش نشان دهند. تاجیکان، گذشته از افغانستان در بیشتر آسیای میانه نیز زندگی می‌کنند. آنچه دلچسپ است این است که مرکزهای تاریخ و تمدن تاجیکان آسیای میانه، نه در جمهوری تاجیکستان، بلکه در جمهوری ازبکستان افتاده است!

شهرهای کلان تاریخی سمرقند و بخارا، از شهرهای ازبکستان کنونی می‌باشند. شمار تاجیکان ازبکستان بیش از نه میلیون برآورد می‌شود. تاجیکان خود تاجیکستان، نزدیک به پنج میلیون‌اند.

دین و مذهب

بیشتر مردم تاجیکستان سنی حنفی‌اند. در بدخشان، در خاور تاجیکستان، شیعیان هفت‌امامی (اسماعیلی= باطنی= ناصری= پنج‌تنی) نیز بسیار‌ند. آنان در روزگار ناصرخسرو و در پی فراخوان آن آزاده‌مرد شیعه شده‌اند و باور سختی به او دارند و هنوز ناصرخسرو را پیر بزرگ و حجت جزیرۀ خراسان می‌نامند. آنان دیوان ناصرخسرو را پس از قرآن، کتاب مقدس خود می‌شمارند.

هم اینک بیشتر جوانان تاجیکستان، به اسلام کشش دارند، اما برداشت آنان از این دین چندان راستین نیست و از آگاهی بسنده‌ای برخوردار نیستند. پس از فروپاشی شوروی گروه‌های خارجی گوناگونی در تاجیکستان آغاز به کاروکرد نمودند. تبلیغات عربستان سعودی برخی کسان را به سوی مذهب وهابی کشانده، اما از سوی دیگر برخی از تاجیک‌ها به دین زرتشت باز گشته‌اند. وهابی‌های تاجیکستان «سلفی» نامیده می‌شوند و به تازگی «رحمان» رییس جمهور تاجیکستان فعالیت آنان را در این کشور ممنوع ساخته است.

 

زبان

مادۀ 2 قانون اساسی تاجیکستان به روشنی می‌گوید: «زبان دولتی تاجیکستان، زبان تاجیکی است.» اما بسیار شاد نشوید، چون بی‌درنگ پس از آن می‌افزاید: «زبان روسی همچون زبان معاشرتی بین ملت‌ها عمل می‌کند.» از اینجاست که شوربختانه دانستن زبان روسی، بیشتر از آشنایی با گویش تاجیکی به گردشگران یاری می‌کند تا با مردم تاجیکستان به گفتگو درآیند. روس‌هایی که در تاجیکستان زندگی می‌کنند، هرچند همه تاجیکی می‌دانند، اما عمداً به آن سخن نمی‌گویند. کاربرد واژگان روسی در زبان تاجیکی ، پس از فروپاشی شوروی، رو به کاهش گذاشته و زبان آن کشور به پارسی ایران و افغانستان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

 

گویش

گویش تاجیکی را معمولاً زبانی جدا از پارسی شمرده‌اند. اما باید آن را گویشی از پارسی کهن شمرد، زیرا که در زمینۀ ادبیات کهن و گونۀ نوشتاری زبان با پارسی ادبی یکسان است. با این همه این بدان معنا نیست که یک ایرانی پس از پا گذاشتن به تاجیکستان، می‌تواند همۀ سخنان مردم را دریابد. ارتباط کم ایرانیان با تاجیکستان، گویش آنان را برای مردم ما ناشناخته نگه داشته. البته هر ایرانی پس از اندک زمانی با گویش آنان خو خواهد گرفت و نه تنها واژگان روسی تازه، بلکه انبوهی از واژگان کهن پارسی را نیز از زبان تاجیکان خواهد شنید. تاجیکان پیر و میانه‌سال روسی را به خوبی می‌دانند، اما نسل پساشوروی آشنایی اندکی با زبان روسی دارد و دلبستگی هم بدان نشان نمی‌دهد.

 

خط

خط پارسی که از سده‌ها میانه در آسیای میانه به کار می‌رفت، در دورۀ شوروی کنار گذاشته شد و جای خود را نخست به خط لاتین و سپس به خط سیریلیک (روسی) داد. هم اینک زبان تاجیکی به خط روسی که البته تا اندازه‌ای با گویش تاجیکی هماهنگ شده، نوشته می‌شود. ادیبان و سرایندگان تاجیکستان، خط پارسی را به خوبی می‌دانند و مردم آن را «خط نیاگان» می‌نامند. یادگیری خط تاجیکی، حتی برای کسانی که خط روسی نمی‌دانند، نیز بسیار ساده است.


ادبیات

در دورۀ شوروی، راه ادبیات تاجیکی از ادبیات ایران و افغانستان جدا شد. ادبیات تاجیکستان ناچار باید بخشی از ادبیات سوسیالیستی می‌شد. صدرالدین عینی ادبیات تاجیکی را بنیاد گذاشت. دلچسپ این است که چهرۀ دوم ادبیات تاجیکی، کسی نیست مگر «ابوالقاسم لاهوتی» سرایندۀ کرمانشاهی. تاجیکستان سال‌هاست که ادبیات جداگانه‌ای برای خود دارد و شمار سرایندگان و نویسندگان آن به‌هیچ‌روی پایین نیست، چنان که شمار کتاب‌ها و نوشتارهای چاپ‌شده در روزگار شوروی هم سر به آسمان می‌کشد.

 

نگاه پاک تاجیکستان به ایران

در جهانی که تبلیغات ضدایرانی، کمابیش همۀ آن را برداشته، شاید تاجیکستانیان یگانه مردمی باشند که ایرانیان را براستی خوب می‌بینند. این مهر، نخست از ریشۀ ایرانی آنان و دوم از آگاهی ایشان از تاریخ و فرهنگ‌شان آب می‌خورد. از این روی، تبلیغات ایران‌ستیزانۀ آمریکا و اروپا، جایی در دل مردم تاجیکستان باز نکرده و با این که بسیاری از نوشته‌های روزنامه‌های روسی‌زبان، نگاه خوبی به ایرانیان ندارد، باز هم گوش‌های خردمندانۀ تاجیکستانیان خریدار آنها نیست.

 

تاریخ

تاجیکستان کنونی بخش دورافتاده‌ای از ایران‌زمین و خراسان بزرگ بوده است. خاکی که امروز تاجیکستان نامیده می‌شود، در برخی از دوره‌های تاریخی مانند روزگار هخامنشی، بخشی از کشور ایران بوده، اما در برخی دوره‌های دیگر مانند دورۀ زند یا قاجار از ایران جدا بوده است. با این همه پیوندهای فرهنگی ایران و پهنه‌های تاجیک‌نشین آسیای میانه، تازه در سدۀ بیستم یکسره از هم گسسته است.

جمهوری تاجیکستان در دورۀ شوروی پدید آمد و تا آن زمان نام تاجیکستان در هیچ سرچشمۀ تاریخی دیده نشده است. روس‌ها به هنگام جمهوری‌بندی شوروی، شهرهای بزرگ تاجیکی سمرقند و بخارا را به ازبکستان دادند و بخشی دور از منطقۀ تاجیکان را «تاجیکستان» نامیدند. پس از فروپاشی شوروی، آن جمهوری که روس‌ها ساخته بودند، کشوری جداگانه شد. جنگ درونی درگرفت، اما خوشبختانه آتش آن سرانجام فرو کشید. به‌هرروی رخنۀ روس‌ها هنوز هم نیرومند است.

 

گیتاشناسی

بخشی از تاجیکستان در فلات ایران و بخشی دیگر از آن  در فلات پامیر می‌افتد. پامیر، فلاتی بسیار  بلند است. در بارۀ گیتاشناسی این کشور همین بس است که بگوییم 97 درصد آن را کوهستان گرفته! این بلندی بسیار از دیرباز جهانگردان و خاورشناسان را بر آن داشته که این سرزمین را با نام «بام جهان» یاد کنند.

تاجیکستان از نگاه گروه‌بندی گیتاشناختی، در شمار کشورهای آسیای میانه است، و از نگاه سیاسی در شمار کشورهای مشترک‌المنافع. خاک تاجیکستان امروز در درازای تاریخ بخشی از خراسان و فرارود (ماوراءالنهر) بوده است.

تاجیکستان با کشورهای چین، افغانستان، قرقیزستان و ازبکستان هم‌مرز است.

 

جمعیت

جمعیت تاجیکستان کمتر از هفت میلیون است که بیشترشان تاجیک‌اند. گذشته از تاجیکان چند صد هزار ازبک و روس و تاتار هم در این کشور زندگی می‌کنند. پس از فروپاشی شوروی بسیاری از مردان تاجیک برای کار راهی روسیه شدند. اما از اواخر سال 1387 بسیاری از آنان به تاجیکستان برگشتند، زیرا هم بحران جهانی پدیدار شد و بازار کار در روسیه نیز رو به کساد رفت و هم روس‌های نژادپرست آغاز به کشتار تاجیکان کردند.

 

پایتخت

دوشنبه بزرگ‌ترین شهر و پایتخت تاجیکستان است. شهری است مدرن و از یادمان‌های تاریخی کهن در آن نشانی نیست، زیرا که تازه در دورۀ شوروی، بزرگ و آباد گشته. دوشنبه روستایی بوده که روزهای دوشنبه در آن بازاری بومی بر پا می‌شده و از این روی نام خود را از آن روز داشته است. دولت کنونی تاجیکستان به پایتخت ارزش ویژه‌ای می‌نهد. با این هم شهر همچنان با دشواری‌های فراوانی در زمینۀ آب و برق روبروست.

 

کتاب و کتاب‌خوانی

شوروی‌ها یکی از پرمطالعه‌ترین مردمان جهان بودند و در میان آنان، تاجیکستانیان کتاب‌خوان‌ترین مردم شوروی به شمار می‌رفتند. از این روی، سطح دانش و آگاهی و فرهنگ مردم همچمنان بالاست. مردم تاجیکستان نه تنها از ریشۀ خراسانی و ایرانی خود به خوبی آگاه‌اند، بلکه بسیار هم به آن می‌بالند. این را باید فرق بنیادینشان را تاجیکان افغانستان دانست که چندان آگاه به این جستار نیستند. اما بازار کتاب و نویسندگی هم پس از فروپاشی شوروی سخت کساد شد و هم اکنون جوانان تاجیکستان در همسنجی با پدر و مادرانشان سطحی‌اندیش و کمی ناآگاه گشته‌اند.

 

هنر

برخی از هنرها در تاجیکستان به پیشرفت‌های بسزایی دست یافته‌اند، در این زمینه می‌توان از خوانندگی، پایکوبی و نمایشنامه نام برد. ترانه‌خوانی تاجیکی منطقه به منطقه توفیر دارد و کاوش در ژرفای آن، ما ایرانیان را به گونه‌ای از خودکاوی می‌کشاند، زیرا با فرهنگ کهن خود روبرو می‌شویم و بخش‌های گم‌شدۀ آن را باز می‌یابیم. نمایشنامه در تاجیکستان هنری پیشرفته بوده و مردم آن کشور هزار برابر ما ایرانیان به جستارهای تاریخی و فرهنگی پیوسته به ایران و خراسان بزرگ پرداخته‌اند. چه فراوان‌اند نمایشنامه‌ها و فیلم‌هایی که در بارۀ جامی، سامانیان، سلطان حسین بایقَرا، رودکی و داستان‌های شاهنامه ساخته شده‌اند. سوزن‌دوزی و هنرهای بومی بسیاری در جای‌جای تاجیکستان هستی دارد. این کشور در ورزش تیراندازی و کمان نیز نیرومند است و پیشتر قهرمان جهان بوده.

 

اقتصاد

تاجیکستان را در دورۀ شوروی، مرکز کشت پنبه کردند. پس از فروپاشی شوروی کشت پنبه نیز با دشواری‌های فراوانی روبرو شد. اقتصاد تاجیکستان سخت از هم گسست. شاید این کار مردان تاجیک در برون‌مرز بوده که توانسته کمر اقتصاد این کشور را همچنان راست نگه دارد. از رونق اقتصادی هیچ نشانی نیست و تاجیکستان سخت نیازمند به سرمایه‌گذاری خارجی و دادوستد بیشتر کالاهای بازرگانی با برون‌مرز است.

 

دولت

نخستین مادۀ قانون اساسی تاجیکستان می‌گوید: «تاجیکستان دولت صاحب‌اختیار، دمکراتی، حقوق‌بنیاد، دنیوی و یگانه [سکولار و متحد] می‌باشد.» قانون اساسی آن کشور به اعلامیۀ حقوق بشر بیشتر ماننده است. البته موردهای نقض حقوق بشر هم کم نیست. امام‌علی رحمان رییس جمهور خردمند تاجیکستان توانسته است به جنگ درونی پایان بخشد و آرامش را در کشور به ارمغان آورد. اما ناگواری وضع اقتصادی نمی‌گذارد که درخت کوشش‌های دولت باری شایسته بدهد. دشواری‌هایی مانند بد بریده شدن گسترۀ تاجیکستان در زمان جمهوری‌بندی شوروی و سپردن بهترین بخش‌های تاجیک‌نشین به ازبکستان، کوهستانی بودن ٩7 درصد کشور، آسیب دیدن ساختار اقتصادی دورۀ شوروی، و کمبود سرمایه، سخت گریبان دولت را چسپیده است.

 

پوشش و جامه

مردم در پایتخت، بیشتر پوشش اروپایی دارند. اما لباس‌های سنتی به ویژه در شهرهای دیگر و روستاها دیده می‌شوند. برخی مردان روی لباس اروپایی خود، شنلی زیبا می‌اندازند که ردا نام دارد. برخی رداها بسیار چشم‌نواز و گران‌بهایند. زن‌های سنتی لباس گشاد و بلند و یکسره‌ای می‌پوشند که معمولاً از ابریشم است و طرحی رنگارنگ و راه‌راه دارد. این لباس اطلس نامیده می‌شود. گاهی به ویژه به هنگام سرما، روی آن لباسی دیگر می‌پوشند که به کت‌حوله می‌ماند. مردها و برخی از ن‌های سنتی، کلاهی تاجیکی بر سر می‌گذارند که «طاقین» نام دارد. برخی از طاقین‌ها بسیار هنری، زبیا و گران‌بهایند. لباس‌های تاجیکی هم در هر بخش تاجیکستان ویژگی‌های خود را دارد، اما از سوی دیگر به لباس‌های مردمان بخش‌های دیگر خراسان بزرگ، برای نمونه افغانستان، یا استان‌های سه‌گانۀ هراسان ایران نیز همانند است.

 

جاذبه‌های گردشگری

کمابیش همۀ جاذبه‌های تاریخی تاجیکستان به دورۀ پیوستگی سیاسی یا فرهنگی با ایران‌زمین برمی‌گردد و از این روی این کشور بهترین گردشگاه برون‌مرزی برای ایران‌دوستان است.

شهر و دژ تاریخی «حصار» و موزه‌ها و مدرسه‌هایش در نزدیکی شهر دوشنبه، نمونه‌ای از آنهاست. شیفتگان ادبیات پارسی می‌توانند به باختر کشور بشتابند و از نزدیک با زادگاه و آرامگاه استاد رودکی، پدر سرایش پارسی آشنا شوند.

در تاجیکستان چشمه‌های آب گرم بسیار نیز هست که آبشان در درمان بسیار از بیماری‌ها کاربرد دارد. از این گذشته کوه‌های سرافراختۀ هندوکش نیز در بدخشان، چشم‌براه گردشگران‌اند.

 

پول

واحد پول تاجیکستان سامانی نام دارد که کمابیش برابر با 280 تومان است. خردۀ آن را درهم می‌گویند. نام سامانی به سرافرازی دودمان سامانیان پسندیده گشته. نمای اسکناس‌های تاجیکستان، یادآور فرهنگ والا و مشترک ماست.