عــاقــلان داننــد!

نقل مطالب این تارنگار، با ذکر نام کامل نویسنده/مترجم بلامانع است

نمونۀ واژگان گویش دوشنبه شهر (پایتخت تاجیکستان)

نمونه های واژگان گویش دوشنبه شهر
امیر حسین اکبری شالچی


اینها نمونه هایی از واژگان گویش دوشنبه شهر تاجیکستان است:

سُپاریدن: سپردن
رویانیدن: حاصل کردن
فضای کُشاد: فضای باز (سیاست)
فَلاکت طبیعی: سانحۀ مرگبار طبیعی
تخریب شَوی: خراب شدن
دَهلیز: دِهلیز
چندین کَرَتَه: چندینباره
عاقبت ها: نتایج
خوجند: خجند (شهر)
تعمیرطلب شدن: نیاز به ترمیم داشتن (ساختمان)
چینایی: چینی (زبان)
آموزش: یاد گرفتن
دعوت داشتن: دعوت کردن
تشویش آور: نگرانکننده
افضلیت: برتری
پُراقتدار: مقتدر
صاحب نیرو: نیرومند (رقیب)
مکتبخوان: شاگرد مدرسه
مصرفات: خرجها
ژورنَلیستیکَه: ژورنالیسم
زباندانی: دانستن زبان بیگانه
مَلَکَه: دختر شایسته
زیباصنم: لعبت
دوگانَه: دوقلو
غالبیت: پیروزی
تازَه انتخاب: تازه انتخاب شده
دست کمک دَراز کردن: کمک کردن
کَفکوبی: دست زدن
ره اندازی: راهاندازی
زنگِ تلفنی: تماس تلفنی
مددگار: مددکار
چه طَوری که: همان طوری که
عربی: عرب (آدم)
تَهجا: پایینرتبه
پیشنِهادکردَه: عرضهشده
عناصِر: عناصُر
همین طریق: به همین ترتیب
رسمی سازی: رسمی ساختن
سَیاحت: سیاحت
اجتماعیات: امور اجتماعی، مسائل مربوط به جامعه
دوام: ادامه
طلبگار: خواستار
در دائِرَۀ: در چارچوبِ
نیم تعظیم: ارج نهی کوچک و اشاره وار
خزینَه: صندوق (اقتصاد)
گازِتَه: نشریه
منازَل: منازِل
تَرمَه: بهمن
بارِشات: نزولات جوّی
لیبیَه: لیبی (کشور)
قِرائت: قَرائت
حق الزحمات: حق الزحمه ها
نیم جزیرَه: شبه جزیره
نارَوشنی: عدم وضوح
چشمداری: چشمداشت
سِلَحشور: سَلحشور
ارائَه کردَه: ارائه شده
مَوجودَه: موجود
در حالتِ: در صورتِ
درپیش ایستادَه: در پیش رو
برف ریزی: بارش برف
آخِر: اخیر
مِتِر: متر
چون: همچون، به عنوانِ
اَگراری: زراعی
عمل: عملیات (نظامی)
باز: بعد، پس
بَه حکم عمل درآمدن: اجرا شدن
میانَه دَورَه ای: میان دوره ای
بیرون کردن: بیرون آوردن
جان خود را روی کف دست گرفتن: کار بسیار خطرناک کردن (کنایه)
پاک کاری: برف پارو کردن
افزون: بسیار
چارچوبَه: چارچوب، محدوده
رأی پرسی: رأیگیری
سَبقت: رقابت (ورزش)
چَهاریَک: یکچهارم
مخلص: علاقمند
جمعبست: جمعبندی
ناشدَه: نشده
پیش گذشتن: جلو زدن
مائل: مایل
اَرابَۀ زندَگی را پیش بردن: گذاره کردن
باج و خراج انداختن: مالیات بستن
کرسیِ رَوغنی: کار نان و آبدار
کَلخاز: کلخوز
تیلَه دادن: سوق دادن
شک آوردن: شک کردن
دست بَه گریبان ( ِکسی) زدن: با کسی دست به یخه شدن
کُشادَه شَوی: باز شدن
تغییر دیدن: تغییر کردن
تراشیدن: وانمود کردن
تاجیک زبان: تاجیکی زبان
دیپلُمَتی: دیپلماسی
جنایت پیشَه: جنایتکار
وَزارت عدلیَه: وزارت دادگستری
پُروتَکُل: پروتکُل
فسادکار: عامل فساد
اَتلَنتیکی: آتلانتیک
اعتراف: اقرار
جمعیتی: اجتماعی
سیَت: صحت، تندرستی
طَبابت: پزشکی|| درمان طبی
دارووار: داروجات
بِستری: بَستری (بیمارستان)
بالارَوی: ازدیاد
پول ستانی: پول گرفتن
مبلغ ستانی: پول گرفتن
کَفالت دادن: ضامن شدن
تأسیسگر: بنیادگذار
پایین کردن: پایین آوردن
رای: رأی
سبب گار: مسبب
بسیارحزبی: چندحزبی
هَنگامَه: معرکه، دعوا
همائش: همایش
بَه استعفا رفتن: استعفا دادن
اَپَزیسیون/ اَپُزیسیون: اپوزیسیون
انتظاری: چشمداشت
موافقَه: سازگاری
نََورَسی: نوجوانی
شیب و فراز: نشیب و فراز
کُمونیکَتسیَه: ارتباطات
بَه حسابِ میانَه: به طور میانگین
اِستِرَتِگی: استراتژی
باز پس دادن: پس دادن
نام کردن: نام گذاشتن
دریافت: حاصل کردن
پرّندَه: پرنده
اَلییَسکَه: آلاسکا (کشور)
مِتَن: متان (گاز)
سربالا: مفتخر
خَرَجات: خرجها
ماتم: عزا
عالم را پَدرود گفتن: مردن
میانَه ها: اواسط
صدمَه: تصادف (وسیلۀ نقلیه)
پایین شَوی: نزول
در اول: در آغاز
گیرینلَندیَه: گرونلند (گیتاشناسی)
فروخت: فروش
مِتال: فلزّ
آردَن: آوردن
فرستاندن: فرستادن
تغییر نام کردن: نام خود را تغییر دادن
بَه هم آردن: با هم متحد نمودن
نمایش دادن: وانمود کردن
میانجیگر: میانجیگریکننده
از وظیفَه سبکدوش نمودن: از کار بیکار کردن
خَلَلدار: مختل
اولویتناک: با الویت
ورزشکارزن: زن ورزشکار
عبارَه: عبارت
سیراستفادَه: هرآنچه از آن استفادۀ بسیار شود.
صرفَه کردن: صرفه جویی نمودن
خوراک واری: خوراکیجات
پیش: قبلاً
کوچانیدن: اسباب کشی کردن
اختصار نمودن: کم کردن
پسِ سر شدن: پشت سر گذاشتن
کارجو: جویندۀ پیشه
زندگی بیزار: کسی که از زندگی بیزار شده باشد.
پیشین: قبلاً
روح اَفتادَه: دلمرده
کاویدن: جُستن
تَوصیَه دادن: توصیه کردن
مرکز صحت روانی: کلینیک روانی
فن: رشته (درسی)|| ماده (درسی)
فن ها:مواد (درسی)
کمک پولی: پولی که به عنوان کمک داده شود.
اختراعکار: مخترع
هوس: شوق و ذوق
خیمیَوی: شیمیایی
از خاطر برآوردن: فراموش کردن
سیرشنوندَه: پُرشنونده
فراموش خاطری: فراموشی (بیماری)|| آلزایمر (بیماری)
خایندَه: جونده (زیستشناسی)
نسخه سازی: شبیه سازی
آمادَگی گرفتن: خود را آماده ساختن
کُلَمبیا: کُلُمبیا (کشور)
آبخاکی: دوزیست (زیستشناسی)
اَلزهَیمِر: آلزایمر (بیماری)
اینسولین: انسولین (پزشکی)
بَه خلاصَه آمدن: به نتیجه رسیدن
مَینَۀ سَر: مغز سر
شَش: شُش (شمار)
جریمَه پولی: پول جریمه
پیشخذمت: پیشخدمت
وقتِ آخِر: اخیراً
کوچیدن: انتقال یافتن
مهماندار: میزبان
بستَگی: ربط
اَسعار ملی: پول رایج در کشور
اَنِرگِتیکی: مربوط به انرژی
باز داشتن: متوقف کردن
پس پَرتَو شدن: به تعویق انداختن
گروپولی: پولی که در برابر گروگان پردازند.
طولِ: در طولِ
مذهبگرا: مذهبی
پیشترَه: پیشین، قبلی
طورِ معلوم: از قرار معلوم
کانسارسیوم: کنسرسیوم
فزار و فرود: بالا و پایین
سراسیمَ هوار: دستپاچه
سِنَریَه: سناریو
هوسمندسازی: به شوق آوردن
کَنارَهجویی: کناره گزیدن
مَحکم کردن: بستن (در)
گمان است که...: گمان میرود که...
خُردی: کوچک
دَلیر: پررو
تحت اللفظ: تحت اللفظی
مشکل فهم: هر آنچه فهمش دشوار باشد.
نافهما: غیر قابل فهم
بَه تمام: تماماً
بَه مثلِ: مثلِ
صنف خانَه: کلاس درس
اندیشیدَه: تدبیرشده، تدبیریافته
راهزن دریایی: دزد دریایی
مَوقعگیری: موضعگیری
از جهان درگذشتن: مردن
از دنیا درگذشتن: مردن
پِدَگوگی: پداگوژیک
همین قَدَر: آن قدر، بسیار
کلانی: بزرگ
نقش بازیدن: رل داشتن
پاش خوردن: پاشیده شدن
نَروگیَه: نروژ (کشور)
اَرچَه زار: باغ درخت کاج
نازک: حساس
نیم عصر: پنجاه سال
خَلَل دار شدن: خلل دیدن
رسم: مراسم
چَنگ: گردوغبار
همیشَه سبز: چنار
زناکاری: زنا کردن
مرگ طلبانَه: انتحاری (عملیات)
بای دادن: از دست دادن
کوتاه شدن: کم شدن
علاقَمند: مربوط
تندگرایی: افراطی گری
پرغَیرت: غیور
سِنِگَل: سنگال (کشور)
صفت پست: با کیفیت پایین (کالا)
کیلَه گَرَم: کیلوگرم
نجوم شناسی: ستاره شناسی
چرخ زدن: گردیدن
آفتاب: خورشید
رو تافتن: رو برگرداندن
گَلیلِی: گالیله (شخصیت)
کَپِرنیک: کُپرنیک (شخصیت)
ترکَشِ بزرگ: بیگ بنگ (ستاره شناسی)
اجازت کاری: اجازۀ کار
دخترچَه: دختر کوچک
اساساًً: اصلاً
اَوگوست: اوت (ماه)
بَه کار درآمدن: آغاز به کار کردن
یاردَم کردن: یاری نمودن
اجارَه پولی: پول اجاره
شهروندی: تبعیت
اختصاص: تخصص
جا کردن: جای دادن
کنار ماندن: مستثنی شدن
گُلدستَه: دستهگل
فِدِرَلی: فدرال
هم رأیی: هم اندیشه بودن
گِردواطراف: دوروبر
سوختارنشانی: آتشنشانی
دشوارگذر: صعب العبور
نقلیاتی: نقلیه (وسایل)
باغ وحوش: باغ وحش
باغ حَیوانات: باغ وحش
بَرومند: بُرومند
بی مثل: بیمانند
اَکَدِمیک: آکادمیسین
تیرَژ: تیراژ
اساس گذار: پایه گذار
سَروَری: ریاست